علما منصوب به فرمانروایىاند
در حدیث آمده: فإنی قد جعلته علیکم حاکماً (من کسى را که داراى چنین شرایطى باشد، حاکم فرمانروا بر شما قرار دادم.) و کسى که این شرایط را دارا باشد، از طرف من براى امور حکومتى و قضایى مسلمین تعیین شده؛ و مسلمانها حق ندارند به غیر او رجوع کنند.
تهران - حیاتدر حدیث آمده: فإنی قد جعلته
علیکم حاکماً (من کسى را که داراى چنین شرایطى باشد، حاکم فرمانروا بر شما قرار
دادم.) و کسى که این شرایط را دارا باشد، از طرف من براى امور حکومتى و قضایى
مسلمین تعیین شده؛ و مسلمانها حق ندارند به غیر او رجوع کنند.
بنا بر این، اگر قلدرى مال شما را خورد، مرجع شکایت عبارت از مجریانى
است که امام تعیین فرموده. و اگر با کسى سر دینْ (وام) نزاع دارید و احتیاج به
اثبات دارد، نیز مرجع آن قاضىاى است که حضرت تعیین فرموده؛ و نمىتوانید به دیگرى
رجوع نمایید. این وظیفه عمومى مسلمانهاست؛ نه اینکه عمر بن حنظله به چنین مشکلهاى
گرفتار شده و تکلیف او چنین باشد.
این فرمان که امام (علیه السلام) صادر فرموده کلى و عمومى است. همان
طور که حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) در دوران حکومت ظاهرى خود حاکم و والى و
قاضى تعیین مىکرد، و عموم مسلمانان وظیفه داشتند که از آنها اطاعت کنند، حضرت
امام صادق (علیه السلام) هم چون ولىّ امر مطلق مىباشد و بر همه علما، فقها و مردم
دنیا حکومت دارد، مىتواند براى زمان حیات و مماتش حاکم و قاضى تعیین فرماید. همین
کار را هم کرده، و این منصب را براى فقها قرار داده است. و تعبیر به حاکماً فرموده
تا خیال نشود که فقط امور قضایى مطرح است، و به سایر امور حکومتى ارتباط ندارد.
نیز از صدر و ذیل روایت و آیهاى که در حدیث ذکر شده، استفاده مىشود
که موضوع تنها تعیین قاضى نیست که امام (علیه السلام) فقط نصب قاضى فرموده باشد، و
در سایر امور مسلمانان تکلیفى معین نکرده، و در نتیجه یکى از دو سؤال را که راجع
به دادخواهى از قدرتهاى اجرایى ناروا بوده بلاجواب گذاشته باشد.
این روایت از واضحات است؛ و در سند و دلالتش وسوسهاى نیست. جاى
تردید نیست که امام (علیه السلام) فقها را براى حکومت و قضاوت تعیین فرموده است.
بر عموم مسلمانان لازم است که از این فرمان امام (علیه السلام) اطاعت نمایند.
کتاب ولایت فقیه امام خمینی رحمه الله علیه صفحه 91-92